پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸

تجربه کتابداری در جنگ/ اصفهان؛

آموزش و بیان تاریخ، حلقه مفقوده برنامه کتابخانه‌ها و اثرگذار در ایام جنگ

کتابداری در جنگ اصفهان

کتابدار کتابخانه ابوالرضا راوندی کاشان که در مواجه اعضاء با مقوله جنگ، متوجه کتابخانه‌های عمومی در بیان و آموزش تاریخ به اقشار و سنین مختلف جامعه شده، اکنون در تلاش است تا این دغدغه ارزشمند خود را برطرف کرده و نشست‌های مطالعاتی در این زمینه برگزار کند.

به گزارش اداره‌کل روابط‌عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور؛ شهر تاریخی کاشان به واسطه نزدیکی به سایت‌های هسته‌ای نطنز، یکی از معدود نقاط مرکزی ایران بود که مورد هجوم حملات دشمن فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفت اما کتابدارانی همچون فاطمه رحیمی که ۱۶ سال در نهاد مشغول به‌کار است، تجربه گران خود را به‌کار گرفتند تا کفه مقاومت فرهنگی را بر تهاجم غیرانسانی غلبه دهند. او که حالا چهار سال است مسئولیت اداره کتابخانه عمومی ابوالرضا راوندی این شهر را برعهده دارد، روایتی از آن روزها دارد که خواندنی است.

وی در ابتدا با بیان اینکه کتابخانه عمومی یک پایگاه اجتماعی است، گفت: فرقی نمی‌کند که در چه شرایط و موقعیتی باشی ولی در زمان بحران، کتابخانه خیلی بیشتر خودش را نشان می‌دهد و مردم به کتابخانه می‌آیند تا از شرایط اطلاع پیدا کنند و آرامش بگیرند. خودم شخصا روی نکته آرامش خیلی تاکید دارم و سعی می‌کنم در مواقع عادی و بحرانی به هر طریقی با اعضاء طوری برخورد کنم تا احساس خوب بودن و آرامش پیدا کردن را انتقال دهم و حس خوبی را دریافت کنند که آمده‌اند به کتابخانه تا چیز جدیدی یاد بگیرند و زندگیشان را ارتقاء بدهند. خیلی ارزشمند است و بارها از زبان اعضاء شنیدم که تایید کردند با حضور در کتابخانه حال خوبی دارند. این به‌نظرم در دنیای امروز بسار مهم است.

رحیمی افزود: ما در ایام جنگ، به‌جز مواقعی که دولت رسما اعلام کرد، نگذاشتیم کتابخانه تعطیل باشد و خود کتابداران مرخصی‌هایشان را لغو کردند که وقتی اعضاء می‌آیند، مطمئن باشند که کتابخانه باز است. در ایام بحران وقتی جایی مثل کتابخانه باز باشد، دقیقا می‌فهمیدم مردمی که می‌آیند حس آرامش و دلگرمی دارند. کاری که خودم با خودم عهد کردم که در ایام جنگ انجام دهم این بود که به همه اعضا لبخند میزدم و این واقعا جواب می‌داد؛ یعنی از همان ابتدا، تصمیم گرفتم و گفتم الآن شرایط به نحوی هست که مردم نیاز به آرامش دارند و تو الان نقش مهمی داری؛ همه آنهایی که به کتابخانه می‌آیند باید ببینند که تو انسان محکم و قوی هستی. هر چقدر هم که خسته بودم یا نگرانی داشتم، لبخند می‌زدم و با آرامش و اطمینان صحبت می‌کردم. فکر می‌کنم این کار خیلی موثر بود و من می‌دیدم که طرف این آرامش را جذب می‌کند به طوری که وقتی من پشت تلفن با عضو صحبت می‌کردم و متوجه می‌شدم که آشفته است، سعی می‌کردم که با حرف زدن آرامش کنم. وقتی با دلواپسی وارد کتابخانه می‌شد، سعی می‌کردم با او رفاقت کنم و صحبت کنم، کتاب‌هایی را به او معرفی کنم که به او آرامش بدهد و لحظات حضورش در کتابخانه بدون هیچ‌گونه نگرانی طی شود. کتابخانه به عنوان پایگاه اجتماعی همیشه نقش مهمی دارد و این نقش در روزهای بحران باید چندین برابر بیشتر شود. ما سعی کردیم با درنظر گرفتن این مسئله، با حفظ آرامش خودمان به دیگران بهتر خدمات‌رسانی کنیم.

آموزش و بیان تاریخ، حلقه مفقوده برنامه کتابخانه‌ها و اثرگذار در ایام جنگ

مسئول کتابخانه ابوالرضا راوندی کاشان همچنین، ادامه داد: سالن مطالعه کتابخانه ما در ایام جنگ ۱۲ روزه تعطیل نشد ولی در جنگ رمضان به دلیل اینکه دشمن پست ما، مدرسه‌ها را زده بود و هیچ رحمی نداشت، مجبور شدیم تعطیل کنیم تا اجتماعی اتفاق نیفتد. در جنگ ۱۲ روزه سالن برقرار بود و خدمات‌رسانی وجود داشت و به‌صورت عادی مراجعه داشتیم به شکلی که ثبت‌نام و امانت‌گیری در کتابخانه در دوران دو جنگ اخیر بالاتر رفت و این کاملا محسوس بود و مردم می‌آمدند تا وقتشان را بگذرانند. چند نفر به من می گفتند که ما تا به‌حال به کتابخانه نیامدیم یا چیزی امانت نگرفتیم و الان مراجعه کردیم تا با کتاب آرامش بگیریم و وقتمان را بهتر بگذرانیم. در حوزه کودکان هم، تلاش می‌کردیم در تمام مدتی که در کتابخانه هستند علاوه بر برخورد خوبمان، لحظات بهتری را برای آنها خلق کنیم و اسباب بازی در اختیارشان بگذاریم که طبعا خود بازی‌کردن، تورق کتاب‌ها و شعر خواندن به آنها آرامش می‌داد. بقیه افراد هم‌ چنین بودند یعنی اغلب مراجعه‌کنندگان دنبال کتاب‌های آرامش‌بخش بودند. ما هم به تبع، سعی داشتیم تا چنین کتاب‌هایی از جمله کتاب‌های طنزآمیز را معرفی کنیم. از کسانی که اضطراب داشتند، می‌خواستیم کنار ما بنشینند و با آنها صحبت می‌کردیم یا کتاب معرفی می‌کردیم تا آرام شوند. خصوصا اگر نوجوان بودند، به آنها از جنگ هشت ساله می‌گفتیم و آنچه شنیده بودیم یا دیده بودیم را نقل می‌کردیم و از قدرت و توانمندی ایران می‌گفتیم؛ از اینکه جنگ بد است ولی اگر تو با آن مقابله نکنی، نابود می‌شوی نه اینکه بایستی و مقاومت کنی. اینکه جوان‌های رشید ایران با چه شجاعتی در مقابل دنیا ایستادگی کردند. وقتی اینها را می‌شنیدند، آرامش پیدا می‌کردند و می‌پرسیدند ما واقعا هشت سال این‌گونه جنگیدیم!؟ به همین ترتیب به تمام سنین، مناسب با سن و نیازشان کتاب امانت می‌دادیم و همراهی‌شان می‌کردیم.

در ایام جنگ دوازده روزه که ما تعطیل نبودیم، به شدت ایست‌های بازرسی علیه دشمنان داخلی فعالیت می‌کردند؛ روز اول جنگ، اولین کسی که به سالن مطالعه آمد، یکی از اعضای فعال ما که خانم متشخصی هست بود و قبل از اینکه وارد سالن شود، خودش کوله‌اش را داد و گفت لطفا بگردید! من او را می‌شناختم ولی از شعورش خوشم آمد و خیلی از او تشکر کردم. او می‌گفت اینجا مملکت من است و من وظیفه دارم از ‌کشورم دفاع کنم و شما هم وظیفه دارید دفاع کنید. من خیلی برایم جالب بود و از آن وقت کوله‌ها را داوطلبانه می‌گشتیم.

آموزش و بیان تاریخ، حلقه مفقوده برنامه کتابخانه‌ها و اثرگذار در ایام جنگ

فاطمه رحیمی با اشاره به فعالیت مجازی کتابخانه در ایام جنگ اضافه کرد: سعیمان این بود که در کانال کتابخانه، هم معرفی کتاب داشته باشیم که وظیفه کتابخانه است؛ هم پادکست‌های تولید شده را منتشر کنیم که با استقبال خوب اعضا هم مواجه شد و سعی می‌کردیم مطالب آموزشی، اطلاعاتی و روان‌شناسی را در کانال قرار دهیم؛ همچنین از طریق کانال درباره شیوه تمدید یا امانت کتاب، اعضاء را راهنمایی می‌کردیم. به خاطر اینکه در این جنگ بخش‌هایی از شهر هم بمباران شد، برای کودکان و نوجوانان حتی بزرگسالان سخت بود و سوالاتی درباره سایت‌های اطراف کاشان ایجاد می‌شد اما ما ایرانیان مردمی هستیم که در مشکلات و سختی‌ها خیلی بهتر و حماسی‌تر بلد می‌شویم کار می‌کنیم. در این مدت که هرگاه جایی بمباران می‌شد، من حس می‌کردم که نفرت مردم نسبت به دشمن بیشتر می‌شد و خیلی حماسی‌تر برخورد می‌کردند و بیشتر هوای همدیگر را داشتند. حالا ما در کتابخانه پذیرای این دوستان بودیم و با معرفی کتاب و روایت تاریخ و گفت‌وگو با آنها، آرامشان می‌کردیم که با کودکان و نوجوانان با شرایط خاص‌تری رفتار می‌شد.

وی در پایان یادآور شد: من در روزهای پرالتهاب دی‌ماه سال گذشته و ایام جنگ، به این نتیجه رسیدم که ما در آموزش و بیان تاریخ متأسفانه در ارگان‌های فرهنگی کشورمان مثل آموزش و پرورش و کتابخانه‌های عمومی، ضعیف عمل کردیم که رسانه توانسته بر مغز بچه‌های ما مسلط شود. من در همان ایام به خودم قول دادم که بعد از جنگ که شرایط مطلوب شد، در زمینه تاریخ در کتابخانه فعالیت کنم و الآن دارم مقدمات این امر را فراهم‌ می‌کنم تا نشست‌های مطالعاتی تاریخ برای نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بگذارم. انسان اگر تاریخ را بداند با این علم و اطلاعات خیلی بهتر می‌تواند در شرایط خاص تصمیم بگیرد و در جایگاه درستش بایستد. من در این ایام در کتابخانه، تمام تلاشم را کردم تا هموطنانم را با آغوش باز پذیرا باشم و هر آنچه از دستم بر می‌آید را برایشان انجام دهم چراکه من در این ایام، سراسر فداکاری، عشق، مهربانی و ایستادن برای ایران را دیدم.